وقتی ما بودیم , هیشکی نبود

 
       

 
 

               

 
 
  گنجه

بهمن ۸۸

دی ۸۸

آذر ۸۸

آبان ۸۸

مهر ۸۸

خرداد ۸۸

مهر ۸٧

آبان ۸٦

تیر ۸٦

خرداد ۸٦

اردیبهشت ۸٦

فروردین ۸٦

اسفند ۸٥

بهمن ۸٥

 
  موضوعات

 ()

 
  لينکیدمشون

 

حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ

دختر کبریت فروشى که کبریتهایش زیر درخت آلبالو گم شده بود

خانواده با ایمان ( آقای کمالی ) در صراط مستقیم

خشت خانه بوی نم گرفته , ای مرد کجایی؟

دیوونه خونه ء من ( من نه , یکی دیگه )ا

ماجرا های من و مادر شوهر جانم

یادداشت های یک دختر ترشیده

یه آدم معمولی ( بعد از فیلتر )

هاله و نبات و زندگی سگی

استامینوفن کودئین بنفش

ته سیگارهای دختر هار

خنده های دوشیزه

روزنگار خانوم شین

ترانه علیدوستی

جنگلی نمیمیرد

روزگار عقیم ه.ز.ز

تصویری از نازنین

يادداشتهاي اميد

عقايد آقای دلقک

نشته با خنده !!!

دفتر يادداشت

علی مطبوعات

مملکته داریم؟

یه آدم معمولی

سه روز پیش

آسمان ‌من

چرح گردون

Bad Boy

شراگیم

میلاد

کاملیا

Smile

تراموا

الیزه


  صفحات وبلاگ

  درباره وبلاگ



 
درباره :87% مواقع سعی کردم خودم باشم .. خود ِ خودم و کپی رایت خلق خدا رو رعایت کنم ... مردمدار باشم ... انتقاد پذیر باشم ... مهم نیست چقدر موفق بودم ... مهم اینه که سعی خودم رو کردم .. میمونه خمس و زکات و نماز و روزه های خونده و نخونده که وقتی مُردم , پولشو میدن دیگه لابد ... ملالی نیست کلاً جز دوری ِ شما ... بعد از منهدم شدم 360 توسط آقای یاهوی بعثی از خدا بی خبر .. سعی میکنم اینجا تخلیه ء روانی بشم ... معجزه بلد نیستم متاسفانه , برا همین یحتمل همیشه همه چیز تحت کنترل نیست ..
پروفايل مدير : LoOdiX

 
   امکانات جانبي

»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin




  مطالب پيشين

میگ میگ بکهام

چی ؟

محرمانه - فوری

طیاره

تیم ورکینگ

آیم شاغلینگ

مگو چیست کار ؟

گریه هم چیز بدی نیست

عاشوزا

2012

 
  تبليغات


تبليغات



  میگ میگ بکهام
 

.

.

چارسال پارسالا , شنیده بودم که این شاه پسره دیوید خان

اشک ریزون اومده پیش خان باباش ( که فتبارک الله و احسن الخالقین ) هزار الله و اکبر و چشم کف پاش , خدا به ویکتوریا خانوم ببخشتش !‌خوب چیزی م هست ... گفته که , خان بابا ! چرا این کایوت , این میگ میگ ( رود رانر ) ِ زلیل مرده رو نمیخوره ؟

 

باباشم ( تصدقش برم ) گفته فدای اون اشکات بشم بابا جون !‌گریه نکن ! میگم بخورتش :))))

 

و این شد که رفته سراغ وارنر برادِرز ِ عزیز و گفته اشکای بچه ء منو نمیبینین !!!؟

این میگ میگ ِ‌گور به گوری رو بدین به کایوت بخوره !‌پولشووووو میدم و ...

 

آقا !‌ما اینو شنیدیم ! ولی شنیده بودیم که وارنر اینا رشوه قبول نکردن و نمیخوره و میل نداره و به توله سگتم بگو انقدر گریه کنه تا بمیره ...

 

تا اینکه !‌ چند شب پیش دیدیم ... در فیس بوک میگ میگ پلو آپ گشته

و کایوت بالاخره ,‌اون زلیل مرده رو خورد ... و کارتون مهیج و جنجالی میگ میگ ... فدای اشکهای پاک ِ اون بچه ء لوس ننر ِ دردونه شد

من دلم میخواست از حرص و حسودی , این کیبورد رو گاز بگیرم

چرا هیشکی اشکای منو ندید؟ واسه تام ؟؟؟ وقتی جری انقدر اذیتش میکرد !‌؟

بابای من کو؟؟؟؟

همینکارا رو میکنن , این بچه ها یاغی میشن دیگه !!!!

این بچه رو دو روز دیگه , چی قانع میکنه ؟؟؟ ها ؟؟؟

واسه تولد این بچه , فک و فامیلاش چی میخوان کادو ببرن ؟ ها ؟

یه دنیا رو با اشکاش گذاشت سر کار ... من اعتراض دارم !‌ آبجکشن ! آبجکشن

 

آقای بکهام عزیز !‌ ٢ تا کتاب روانشناسی رشد کودک بخون برادر ِ من

با بچه که اینجوری برخوردنمیکنن ! دو روز دیگه از پس این توله سگ بر نمیای هااا

این پس فردا گریه کنه , بگه بابا چرا تایتانیک پرواز نمیکرد چی ؟

میخوای با تقبل همه هزینه های جک کامرون ,‌تایتانیک هوا کنی؟

 

پ.ن : نکن داداش !‌ نکن ... بذار ما هم یه حرفی واسه زدن به اولادمون داشته باشیم

پ.ن : حالا اون دو پاره استخون خوشمزه بود؟؟؟ نوش جونت !‌ حلالت باشه

پ.ن : والا به خدا !‌واسه ما یه جامدادی باربی میخواستن بخرن , اصول دین رو باید پاس میکردیم ! ٢٠٠ تا ٢٠ میگرفتیم ! اخلاقمون رو حسنه میکردیم !!!‌ آخرشم تو مدرسه از کیفمون نباید در میاوردیم که کسی دلش نخواد ! یه هفته بعدشم خراب میشد

پ.ن : ما بچه گی کردیم ! اینا هم بچه گی میکنن !!!!‌ زکی

پ.ن :‌ من دچار یاءس فلسفی شدم ... این از من

پ.ن : پیروزی خون بر شمشیر , قرمز بر آبی , مبارک باد :))) وی وااا پرسپولیس

 » ادامه مطلب
کلمات کليدي :

نویسنده LoOdiX در پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸

شکوائیه ()



  چی ؟
 

 

 

روز نمیدونم چی چیه ما بود

 

روز نمیدونم چی چیه دشمن

 

روز خوب نمیدونم چی چی

 

بیست و نمیدونم چی چی  ِ بهمن ؟

 

 

اُف ...

 

 » ادامه مطلب
کلمات کليدي :

نویسنده LoOdiX در پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸

شکوائیه ()



  محرمانه - فوری
 

 

 

 

استناد میکنم ! به سالها پیش , در چنین ایامی , که مجبور بودیم , در تزئین کردن کلاس های مدرسه , از هم پیشی بگیریم و گوی سبقت را بربائیم ... .... فانوس برا چی میخریدیم میزدیم وسط کلاس ؟؟؟ خیلی قشنگ میشد ؟؟؟؟ =)) .... ... .. . اُف بر مااااا

 

 

 

 

 » ادامه مطلب
کلمات کليدي :

نویسنده LoOdiX در سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸

شکوائیه ()



  طیاره
 

 

 

 

دقت کردین , این جعبه سیاه هواپیما هیچ وقت پیدا نمیشه ؟

 همیشه هم دنبالشن ؟؟؟ .... ما رو مسخره کردین ؟؟؟؟

 حداقل میبینین سیاهه پیدا نمیشه , رنگشو عوض کنین , یه چیز وَق بذارین ! به چشم بیاد :)))))

 مثلاً جعبه سرخابی ؟؟؟ هان ؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 » ادامه مطلب
کلمات کليدي :

نویسنده LoOdiX در دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸

شکوائیه ()



  تیم ورکینگ
 

 

 

بابا شما ها منو مسخره کردین

اصلاً تیم ورکینگ و کار گروهی بلد نیستین

۴ سال پیش !‌ اومدم گفتم ! نفری ١٠٠٠ تومن بدین !‌من برم ٧٣٧٣ بخرم

یکیتون دست تو جیبش نکرد

گفتین تکدی گری آنلاینه :)))

بهار , گفتم , بیاین نفری ٢٠٠٠ تومن بدین !‌من برم آیفون بخرم ( تصویری )

باز وایسادین بر بر منو نیگا کردین

پست قبلی گفتم , بیاین نفری ۵٠٠٠ تومن هر ماه بریزین به حساب من ‌! من دیگه سر کار نرم ... هیشکی هیچی نگفت

 

برنامه بعدیتون چیه ؟ کلاً روتون حساب کنم هنوز ؟؟؟

 

 

 » ادامه مطلب
کلمات کليدي :

نویسنده LoOdiX در پنجشنبه ۱ بهمن ۱۳۸۸

شکوائیه ()



  آیم شاغلینگ
 

 

 

ضمن سپاس بی شاعبه , از شغل های پیشنهادی شما

تقریباً و تحقیقاً توانائی انتشار نیازمندی های همشهری , قسمت استخدام رو داشتم  

و در نهایت

 در یکی از سِمت های پیشنهادی نزول اجلال فرموده و شاغلینگ

فعلاً برا دستگرمی یه هفته امتحانی ... تا ببینیم چه شود ... چه خواهد شد ... اگر بشود ... چه شود ؟

 

اِنی وی ... تنها بدیش بی اینترنتی ِ  ! آخه آتلیه طراحی ! بی اینترنت ! آتلیه میشه ؟

نه ؟ جان من ! تعارف که نداریم ! میشه ؟

 

پ.ن : بودنش یه بدبختیه ! نبودنش 100 تا بد بختی ... ساعت 8 صبح کجا ؟ 2 بعد از ظهر کجا ؟؟؟

پ.ن : شما که انقده خوبین ! شما که انقده مهربونین !!! نمیشه من بشینم تو خونه ! نفری 5000 تومن هر ماه بریزین به حسابم ؟ =))))))

 

 

 

 

 

 » ادامه مطلب
کلمات کليدي :

نویسنده LoOdiX در چهارشنبه ٢۳ دی ۱۳۸۸

شکوائیه ()



  مگو چیست کار ؟
 

 

امروز واقعاً با تمام وجود حس کردم انگل جامعه شدم

الان ٢ ماهه که شبا تا ۵-۶ صبح بیدارم ( پارادوکس داره این جمله ) .. از اونورم محاله ممکنه با جرثقیل هم زودتر از 3 بشه منو از رختخواب جمع کرد ...

 

زندگی نبات از من مثمر ثمر تره ( دیکته پا تخته که قرار نیست کار کنیم ! غلط املائی نگیرین ) ... کاربرد ِ قوری و کتری تو این خونه از من بیشتره ... حس میکنم هیچ کاربردی به جز تکیه دادن به شوفاژ ندارم ... و این اصلاً حس خوبی نیست ...

میخواستم برا بهمن شو بذارم ... که به دلیل مشکلات مالی , منهدم شدم

چون هیشکی نمیاد قرض هاش رو با من صاف کنه !!! بابا تو رو جان اژدر پشمک به سر بیاین قرضاتونو بدین ... من اگه یه روز طلبامو زنده کنم , یه هامر 2010 فول امکانات , رینگ اسپورت با باند هندونه ای و کلیه متعلقات میتونم بخرم ... 

از تیر تا حالا اون شرکت خرابشده قراره با من تسویه حساب کنه !!!! نارنجک میبندم به خودم ! میرم انتحاری دخل همه شونو میارم به ولله ! دیگی که واسه من نجوشه ! میخوام سر سگ توش بجوشه ... خراب شه رو سرشون ایشالا

 

به حول قوه الهی , از هر شرکتی هم که اومدم بیرون ورشکست شد :))) بیاین پول منو بدین ... کی بهتون گفته من بد پول خرج میکنم ؟؟؟ ها ؟؟؟

 

حالا باری به هر جهت ... امروز من سحر خیز بازی در آوردم و ساعت 12 از خواب بیدار شدم و دیدم هوا خیلی سرده ... اصلاً راه نداشت پاشم برم دنبال روزنامه ... پاشدم کورمال کورمال پی سی رو روشن کردم , رفتم تو نیازمندی های همشهری ...

کلاً در جریان هستین که  من از رو شماره تلفن ( پیش شماره ) دنبال کار میگردم

به حول و قوه الهی , حوالی محل سکونت بنده , حتی یه کارگر ساده هم هیشکی نمیخواست ... ساندویچ زن ؟ پیتزا پز ؟ هیچی !!!!!

با همه دنیا تیریپم... اصلاً تا 6 بعد از ظهر میگیرم میخوابم .. ( این یه تهدید بود )

 

پ.ن : اگه اینورا کار پیدا نکنم ! میرم نیازمندی های باقر آباد رو میخرم !!!! 2 ماه رفتم اومدم ! عین کف دستم بلدم ... تازه یه کشور دیگه هم محسوب میشه ! خود ِ کابُل ِ  لامصب ! پاسپورتم هم کپک نمیزنه ... براتون نامه مینویسم  ( خودم در حیرتم !!!! من چه جوری تنها پا میشدم هر روز به مدت 1 ماه میرفتم باقر آباد ؟؟؟ )

پ.ن : قرضاتونو بیارین بدین ... انقدر من ِ پیر زن رو حرص ندین ! میخوام برم موتور بخرم ... پیک وایسم

پ.ن : آیم وری انگل جامعه :(

پ.ن : دوستم دیروز از حبسیه زنگ زده به خانواده ش ! گفته حالم خوبه .. نگران نباشین ... آیم وری هپی 

 

 » ادامه مطلب
کلمات کليدي :

نویسنده LoOdiX در یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸

شکوائیه ()




 
 

 

 

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by 7373 This Themplate  By Theme-Designer.Com