بذار ‘ این دلخوشی عادت شه

چند روزه فکرهای بزرگتر از ذهنم میکنم

اولیش وقتی بود که سوار یه تاکسی مشکوک شدم

بارون هم میومد ... بغل دستیم خیلی خوف بود ! قشنگ ترسیده بودم

گفتم الان اگه دستش رو بذار پس کله ء من , سرمو بیاره پائین

با این شیشه های خیس و این شلوغی !‌هیشکی نمیفهمه منو دزدیدن ! بردن !‌کشتن !

انقدر نزدیک بود بهم این حس ! که تنم میلرزید

فقط میگفتم خدایا !‌من پیاده شم ... سالم پیاده شم

هیچ وقت خودم رو تو شرایط اونائی که خفاش شب دزدیدشون ندیده بودم

همونطور که هیچ وقت خودمو تو شرایط کسی که سرطان داره ندیدم

همونطوری که اینائی که مردن تو این شلوغیا , هیچ وقت به جاشون نبودم  , نه ندا , نه سهراب نه هیچ کس دیگه ...

همونطوری که این چند وقته , خیلی سر درد میگیرم و حتی حاضر نیستم یک درصد به خودم بقبولونم که این سر دردا میتونه یه روز یه جا به یه تومو منتهی بشه

اینا همش ماله مردمه , خدا مواظب منه !!!!! فقط مواظب منه ؟؟؟

مردم مگه دعا نمیکنن ؟ خدا مگه بقیه رو دوست نداره !‌چرا وقتی تو یه هچل میفتم ! میگم خدایا کمک ! فکر نمیکنم , خدا مگه بقیه رو دوست نداشت؟

خدا مگه اونا که انقدر کتک خوردن تا مردن رو دوست نداشت؟

خدا مگه اونائی که سرطان میگیرن , بدترین حال رو تجربه میکنن دوست نداشته؟

اونا نگفتن خدایا کمک ؟

هیچ کدوم مال من نیست

فکرم مشغوله ... مشغول خیلی چیزا ... اینا گرده !‌میچرخه ... غصه م میگیره

روزای جالبی نیست ! فکرام قشنگ نیست ! ذهنم کلاً یه حالیه 

که همیشه , همش خنده دار نیست

پائیزه !‌ بارون میاد ... دلم زیاد میگیره

این نوشته ! شبیه نوشته هام نبود ...

باید یه بلاگ جدا واسه اینا باز کنم

هان ؟

/ 34 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

خوبه كه اينو نوشتي اصلا يه نويسنده ي خوب كسيه كه بتونه تو شرايط مختلف حرف و حسشو منتقل كنه قرار نيست كه هميشه طنز بنويسي مگه قرارداده مكتوب نوشتي كه فقط طنز بنويسي خوب بود لادن جان به نظر من جدا نكن از بقيه آدما بعضي وقتا تو اوج شاديشون يه دلهره دارن! اين يعني اوري تينگ ايز اوكي

Stranger

البته من کاملا باهات همدردم من سالهاست تو این فکرام به هیچ نتیجه ای هم نرسیدم اونایی که می گن خدا کسایی رو که دوست داره اذیت می کنه که صداش کنن و قبول ندارم خدا که می گن مهربون می تونه خیلی کارای بهتر کنه که صداش کنن بعدم انسان و خودش درست کرده و می دونسته این در آینده چی می شه ! می دونست تو یه تاریخی مثلا مخش هنگ می کنه دزدی می کنه ! چون عقل و خدا داده از همه چیم خبر داره ! بعدم کسایی که دوست داره یعنی چی مگه خدا نمی که همه با هم برابرن اونایی هم که بدن خدا خواسته اینجوری باشن تو محیط بد به دنیا بیان یا عقلشون بیشتر از این جواب نده به هر حال هر چی بحث کنیم فایده نداره به هیچ نتیجا ای هم نمی رسه تا ببینیم کی خدا کی حقیقت همه چیو نشون می ده !

Stranger

البته من کاملا باهات همدردم من سالهاست تو این فکرام به هیچ نتیجه ای هم نرسیدم اونایی که می گن خدا کسایی رو که دوست داره اذیت می کنه که صداش کنن و قبول ندارم خدا که می گن مهربون می تونه خیلی کارای بهتر کنه که صداش کنن بعدم انسان و خودش درست کرده و می دونسته این در آینده چی می شه ! می دونست تو یه تاریخی مثلا مخش هنگ می کنه دزدی می کنه ! چون عقل و خدا داده از همه چیم خبر داره ! بعدم کسایی که دوست داره یعنی چی مگه خدا نمی که همه با هم برابرن اونایی هم که بدن خدا خواسته اینجوری باشن تو محیط بد به دنیا بیان یا عقلشون بیشتر از این جواب نده به هر حال هر چی بحث کنیم فایده نداره به هیچ نتیجا ای هم نمی رسه تا ببینیم کی خدا کی حقیقت همه چیو نشون می ده !

احسانم

عزیز Stranger جان من شخصا نگفتم اذیت گفتم خدا سر به سرشون میذاره اما خلاصه نظرت هم قشنگ تر بود از من هم منطقی تر.مرسی.خدا نیگر داره صاحب اینجارو که اینهمه آدمای خوب و میکشون اینجا!!!:)))

نصطی

همه چیز روبه راهه ! و من عاشقتم . فکر بد اتفاق بد میاره ، انرژی مثبت بده لودی ، این تنها شرط خوشحالیه

Stranger

خدايا كفر نمى گويم پريشانم خدايا كفر نمى گويم پريشانم چه مى خواهى تو ازجانم؟ مرا بى آنكه خود خواهم اسير زندگى كردى خداوندا اگر روزى ز عرش خود به زير آيى لباس فقر بپوشى غرورت را براى تكه نانى به زير پاى نامردان بياندازى زمين و آسمان را كفر مى‌گويى،نمى گويى؟ خداوندا اگر در روز گرما خبر تابستان تنت بر سايه ى ديوار بگشايى لبت بر كاسه ى مسى قير اندود بگذارى وقدرى آن طرف تر عمارت هاى مرمرين ببينى واعصابت براى سكه اى اين سو آن سو در روان باشد زمين وآسمان را كفر مى گويى،نمى گويى؟ خداوندا اگر روزى بشر گردى ز حال بندگانت با خبر گردى پشيمان ميشوى از قصه ى خلقت از اين بودن از اين بدعت خداوندا تو مسئولى خداوندا تو ميدانى كه انسان بودن وماندن در اين دنيا چه دشوار است چه رنجى ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است

بهار

دلنوشته که میگن همینه دیگه اینجا میام که بنویسیمو بخونیم درهم بودنش بهتره مثه دنیا یه روز بالا یه روز پائین

lili az face book

rast migi ma hamishe marg bara hamsaye didiam

ش.ش

همیشه خراشی هست روی صورت احساس...

360

انصافاً از بقیه نوشته هات خیلی بهتر بود البته این فقط نظر شخصی منه