محرمانه - فوری

 

 

 

استناد میکنم ! به سالها پیش , در چنین ایامی , که مجبور بودیم , در تزئین کردن کلاس های مدرسه , از هم پیشی بگیریم و گوی سبقت را بربائیم ... .... فانوس برا چی میخریدیم میزدیم وسط کلاس ؟؟؟ خیلی قشنگ میشد ؟؟؟؟ =)) .... ... .. . اُف بر مااااا

 

 

 

 

/ 7 نظر / 7 بازدید
badboy

بچه اس دیگه, خره, جو میگیردش, گول میخوره. تازه روزنامه دیواری هم درست میکردیم, گروه سرود تشکیل میدادیم, کلاس ها را می پیچوندیم.

من

=)))))))))))))) خدا از سره تقصیرامون بگذرهههههه

شهرام بیطار

یادت میاد؟ بچه بودیم دیگه آخه اون موقع ها ماهواره و اینترنت هم نبود که میشستیم پای تلوزیون که چاق و لاغر نگاه کنیم یا چه میدونم سیبزمینی پشندی اون موقع ها سیستم شستشوی مغذی اینها خیلی بهتر از الان بود با درود و سپاس فراوان : شهرام

محمد رضا

واقعا یادش بخیر پیر شدیم/ خدایا

Hadi

من با شرمساری تمام اعتراف میکنم که ازدو سه روز قبل و بعد دهه زجر به بهانه آذین بندی از بچه ها پول میگرفتیم و مدرسه رو می پیچوندیم و یه دل سیر ساندویچ میخوردیم

زهرا

ذوق هم می کردیم البته من همیشه برای فرار از درس تو کارای فرهنگیه مدرسه شرکت می کردم کلی هم اکتیو شناخته میشدم یادمسخره ش بخیر

یه آدم معمولی 2

اُفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ