بيا !‌اينم تعطيلات

والا به خدا این اصحاب کهف هم برا اوقات فراقتشون 4 تا برنامه فان داشتن
که ما اونم نداریم... خدا به سر شاهده ... مردم از بیکاری... اینترنت زده شدم
این نگین هم که همش عید دیدنی , از خونه عمه میاد , میره خونه خاله ... اه اه اه
از حق نگذریم... هی بیچاره میگه بیا بریم این ور و اون ور ها...من حوصله ندارم
آسا هم که اون سر دنیاس... لاله هم که یاد ها و خاطره ها راه انداخته
همه سی دی هاشو نشسته ام پی تری میکنه
سایر وابستگان هم که در سفر هستن.. ای بابا
شدم عین پیرزن خله ! هی غر میزنم... هی غر میزنم... ؟
همه یار و همدمم شده این نبات خال خالی
امروز خیلی با هم در مورد خال هاش حرف زدیم
البته متکلم وحده من بودم...؟
پارسال عید میخواستم ببرمش گفتار درمانی
وقت نشد , امسال حتماً میبرمش ... 45 دقیقه باهاش حرف زدم
هیچی نگفت ... انگار نه انگار...فقط بر بر منو نگاه کرد
هی پرسیدم, شما مادرت بیشتر خال داشت یا پدرت ؟ جواب نداد
گفتم میخوام خال هاتو با لاک غلط گیر بپوشونم بفروشمت جای خرس قطبی به سیرک... اهمیت نداد
گفتم شما بیشتر شبیه مادرتی یا پدرت ؟ از خواهر برادر هات خبر داری؟

بازم جواب نداد ,گفتم شما یع غمی تو چشماته... با من صحبت کن... اصلاً انگار نه انگار... منم نشستم براش یه عالمه شعر خوندم... انقد خوندم که مامانم جیغ زد , گفت بسه
خل کردی بچمو... ولش کن
اینم از تفریح ما ! پس ما اینو میخوایم چی کار؟ باید اوقات فراقتمونو پر کنه یا نه ؟
بعد نشستم تی وی ببینم ... هی من زدم ایران موزیک و طپش , هی مامانم زد صدای امریکا
نهایتاً خلع سلاح شدم... نشستم اخبار نگاه کردم
ولی خب ! میدونی ندانستن عیبه , سوال کردن که عیب نیست
هی این اخبار گفت , هی من سوال کردم
کوروواسی کجاس؟
بوسنی و هرزگوین نزدیک فلسطینه ؟
شوروی برف میاد ؟
کومونیست همون تروریسته ؟

مامانم 4 تا سوالم رو جواب داد , دید حوصلمو نداره , زد طپش... اینام که همش تکراریه... ااااه ه ه
آخرش هیچی دیگه ... هیچ کار نکردیم... نشستیم با لاله و پیام و مامانم 5-6 دست رامی بازی کردیم
که من بردم !!! فکر کنم الان آماده ام که برم تیم ملی ...؟
جرزن ها پول باختشونم ندادن..به هر حال این فقط درمان موقت بود... چون الان بازم خوصلم سر رفته
آدم خارجی کسی سراغ نداره , یکم بزارمش سر کار؟ ها ؟
وااای ! فردا رو بگو...؟
.
.

پ.ن : بازی های مفرحی مانند منچ ! مارپله ! روپولی ! و راز دایناسور خریداریم
.
/ 6 نظر / 7 بازدید
دلقک

خدا بگم چی کارت کنه خيلی باحال بود اين پستت راستی تو ديگه چرا ناراحتی ؟ تو که از ديشب مهران رو داريش ! خوش به حالت !

منصوره

من نفهميدم نبات خال خالی چيه! بقيه اش رو هم درک می کنم. اينجور مواقع که آدم حس انجام ندادن کاری و نداره ترجيحا بايد فقط بيننده يا شنونده يا خواننده ی يه چيز جذاب باشه. به رفقا بسپر چند تا فيلم درست و حسابی برات رديف کنن. يه رمان باحال بيگير دستت بخون. برو چند تا سايت جک بخون . به ۴ تا جوکش هم که بخندی برای انرژی گرفتن کافيه. بعد که انرژی زده شدی دست به يک کار به خصوص بزن و همه رو غافلگير کن. اينم آدرس چند تا سايت جوک: http://www.iranmania.com/fun/jokes/ http://www.pakhmeh.com/joke2.htm http://www.takgol.com/jokes/ اصلا ول کن! بیا وبلاگ خودم و بخون! پ.ن: اگه احیانا تو پست آخرم کلمه ی زیبا و مانوس «شکیل» به چشمت خورد بدون از تو به یادگار گرفتمش. خیلی وقت بود به طور طنزگونه ازش استفاده نکرده بودم و وقتی

مجيد

ميدونی ما محکوم به زندگي ام شما رو نميدونم وبلاگت باحال به ما سر بزن

اینم یه فیلتر شکن جدید سرعتشم خوبه http://xfilter.sub.ir/

آقا سعید!

این دیگه عاااالللللییییییی بود!!! =))))))))))))))))))))