میدونستم میای حالا... تورو من خواب میدیدم...

 یه روز خسته کننده که از صبح رفتی بیرونو ساعت 7 برگشتی خونه و عینهو سوسک برعکس چپه شدی و هی با خودت گفتی , نخواب .. نخواب پا میشی بد اخلاق میشی .. نخوا......... و  خوابت برده و ساعت 9 عینهو سگ در جهنم بیدار شدی.. یه چایی ریختی .. هی دنبال یه سوژه گشتی یه گیری به یه چی بدی.. یهو دوستت زنگ میزنه بهت .. میگه من سر کوچه تونم ! میای بریم تو بارون یه دور بزنیم .. بعد تو میگی آره ... همون جوری با زیر چشمای سیاه و موهای لاین کینگ طوری , رو همون گرمکن ت بارونیتو میکشی به تنت , موبایل و کلیدتم ور میداری میری جلو در..

بعد با اون دوستتم یه عالمه آهنگ نوستالژی دار مشترک داشته باشی که همه شونو در یک پکیج استثنائی همراش داشته باشه ... دونه دونه پلی کنه..  از میخندم اما خنده م تلخه میدونی ِ ( آمو ) تا دیدم نفس تو سینه , داره بهونه ء تو  ( اندی ) ... و شام مهتاب (داریوش ) و تو که بارونو ندیدی ( قمیشی ) و باران توئی ( چارتار )  و ..........

بعد میرین یه جا که همه تهرون معلومه... بید بید میلرزین.. موزیک گوش میدین...

بعد فک میکنی چقد این شهرو دوس داری و چقد این خوشیای کوچیک برات بزرگن و چقد راحت میشه خوشحال بود

/ 8 نظر / 11 بازدید
امیر بابک

دلم تنگ شده بود واسه نوشته هات ...

نازنین

خدایا این حالِ خوش را به همه ما ارزانی فرما آمیـــــــــــــن

خانم الف

غم که داشته باشی غم است دیگر مگر فراموش میشود ....

شین

چند روزه دارم دنبال این اهنگ آمو میگردم که گفتی بدجور هواشو کردم .پیداش نمیکنم لعنتی رو

فرهاد

اونجا که میگی مانتوتو رو گرمکن میپوشی، به دافا همه چی میاد.:)

2fun

movafegham baht vaghti bo0di hichki naboode