پنجره باز وغروب پائیز , نم نم بارون تو خیابون خیس

دیشب خواب دیدم با "سیاوش قمیشی" دعوام شده , اومده بود خونه ء بچه گیای منو که هنوز دلم توش گرو مونده و هنوز همه خوابامو تو همون خونه میبینم رو خریده بود , گند زده بود توش... انقد جیغ زدم سرش همه تارهای صوتیم رگ به رگ شد... خدا شاهده هنوز از دستش عصبانیم..
میگفتم پله گردای جلو در کو ؟ میگفت زشت بود خرابش کردم !
زشت بود؟ اون پله ها زشت بود؟ تو چی میفهمی از پله گرد آخه ؟
استخرو برا چی پر کردی؟ میگفت تو دست و پام بود میگفتم سالن رو واسه چی همچین کردی ! میگفت خونمه اختیارشو دارم ؟
خونته ؟؟ اینجا خونته ؟؟؟

اصن یه کاری با مقدساته من کرد , که بره اون خونه رو بخره بیاره 6 دنگشو به نامم کنه هم از دلم در نمیاد... کاش جای سیاوش قمیشی , جلال همتی خدابیامرز یا مهرداد (اِن وای ) میومد تو خوابم !
چرا خودشو اینجور از چشم من انداخت؟

/ 5 نظر / 32 بازدید
کوچیک شما

به جان خودم

ترنم چماق

سلام .... بروزم به شدت. با يك داستان كوتاه ديووووووونه كننده

مانا

خدا خیرت بده که باخوندت پست هات مخصوصا پست حلیم و خونه دانشجوییت بعد از مدتها از ته دل خندیدم

Ali

Pir shi javoun,,,, ke dele ma ro shad mikoni

ریس

لادنی این نوتت روالان خوندم. انقده خندیدم که دلم نیومد کامنت نذارم. دوستت دارم هنوزم آبجی.