ما ميميريم؟

خارجی – ( تا حدودی داخلی ) – شب – جاده ( گذشته )

آسا و نیوشا و لادن توی آژانس نشستن , ساعت دقیقاً نمیدونم چنده ؟ جاده فشم ... نسبتاً خلوت

آقای راننده حس کرده پشت آئودی تی تی نشسته ! داره مثل بنز میره ...

صندلیشو تا جائی که تونسته کشیده جلو , در حدی که لادن و آسا و نیوشا اون پشت میتونن گل کوچیک

بازی کنن ... دماغ آقای راننده با ارفاق , نهایتاً 3 سانت با شیشه ماشین فاصله داره...

خوشحاله ! نمیدونم از چی ! ولی کسی که این وقت شب , توی جاده با این سرعت داره میره , بهش نمیاد

خیلی ناراحت باشه...

اون 3 تا , پشت ماشین مردن از خنده ! شاید هم ترس...

.

.

.

خارجی – تا حدودی هنوز داخلی – شب – کماکان جاده

آقاهه هنوز داره تند میره ! نیت کرده 10 دقیقه ای برسه تهران , اون 3 تا هم که اون پشت کبودن از خنده !!!

صدای بیب بیب بیب بیب فضای ماشین رو پر کرده ! چه حالت رومانتیکی !!!

دقیقاً مشخص نیست , آقاهه کره ؟ یا خودشو زده به کری ؟ اون مادر مرده که سوخت انقدر بیب بیب کرد !

ولی برا آقاهه مهم نیس !!!

یه بوئی میاد ! تو مایه های بوی مرگ... یک سیگار خاموش 2 ساعته دست آقاهس ! یا جرات نداره شیشه

ماشینو بکشه پائین , یا فاز سیگار خاموشو گرفته , داره حال میکنه ....

لادن و نیوشا و آسا ! اصلاً نترسیدن ! اصلاً !!!

پیام اخلاقی : خانواده محترمی که میگین ماشین نبرین ! با آژانس برین ! امن تره !!! آیا امن تر بود ؟!

خارجی – اتوبان بابائی – ادامه

2 مورد ماشین آتش نشانی – مقادیری انسان بیکار – آمبولانس – یک پرشیا در ایعاد مینی ماینر , بسیار چروک تر و کوچک تر وسط گارد ریل ... نمیدونم شاید رفته 13 به در؟ ! سر و ته نداره ... دیگه راست راستی داره بوی مرگ میاد...

پ.ن 1 : روحشون شاد , اونا که راحت شدن ! بمیرم واسه خانواده هاشون

پ.ن 2 : من اصلاً دست فرمون خوب رو قبول ندارم !!! فقط 1 لحظه است ! ربطی هم به دست فرمون نداره !

حالا هی عین گاو برین ! میمیرین !!!

پ.ن 3 : باشه ! باشه ! تو باحالی ! تو خوبی ! جایزه مال تو ! حالا میشه یواش بری ؟

پ.ن 4 : دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن

/ 2 نظر / 18 بازدید
دلقک

خب . حالا سئوال من اينه که : شما اون وقت شب اون جا چی کار می کردين و از کجا بر می گشتين ؟ نه خدائيش می خوام بدونم . نه بگو ديگه ! ببينم اصلا روت ميشه بگی ؟ بلی ! وقتي سه تا دختر با اون سر و وضع زننده و رفتارهای زشت و خلاف اخلاق . لابد هرکدوم هم يه ادامس توی دهنتو بوده ! مثل ادم هم که نمی جوين که ! هی ترق تروق ترق ! هی هره کره. که چيه ؟ اژانس گرفتيم . که چيه ؟ از زندگی لذت می بريم . می خوام بدونم به خانواده هم همينو می گين ؟ بعدشم لادن خانم تشريف مياره خونه ! اولش که هاپ هاپ و واق واق ! که چی ؟ بله ما با کلاسيم و سگ نگه می داريم ! کلاس به اينه ؟ اين کلاسه ؟ کلاس به اينه ؟ اين کلاسه ؟ اون خواهره هم به جای اين که بياد ازت بپرسه کجا بودی اين وقت شب.. نه بابا کجای کاری . خودش داره با وضعيت زننده ای با پسر نامحرم هی تلفن هی تلفن... خوب شد که فهميديم تمدن يعنی چی . کلاس يعنی چی... خدايا مرگ منو زودتر بده اين صحنه ها رو نبينم . بابا زور که نيست . تحمل ندارم...

اااااااااااا‌! سهيل ! چقدر شلوغ ميکنی به من چه خونه دوستم لواسونه به من چه نذاشتن ماشين ببريم مجبور شديم با آژانس بريم... به من چه هاله سگ داره ... به من چه لاله با تلفن حرف ميزنه !؟ هان !؟ هان ؟ هان ؟ به من چه آدامس خرسی رو نميشه مثل آدم جويد؟ به من چه مامانم اجازه داد برم لواسون ! هان؟